تفاوت میکرو مارکتینگ و ماکرو مارکتینگ

31 خرداد 1399 302 بازدید
تفاوت میکرو مارکتینگ و ماکرو مارکتینگ

تفاوت میکرو مارکتینگ و ماکرو مارکتینگ

چه تفاوتی میان بازاریابی خرد و کلان وجود دارد ؟

خرد و کلان در اصل به محیط های اقتصادی که شرکت ها فعالیت های بازاریابی خود را انجام میدهند ،اشاره دارند. به طور کلی بازاریابی یک مولفه مهم در تجارت است؛ زیرا کمپین های بازاریابی موثر منجر به آگاهی بیشتر از برند و محصول  در بازار هدف میشود. علاوه بر این مبارزات موثر نقش مهمی در ترغیب بازار هدف برای تصمیم گیری ، مانند خرید محصول یا خدمات دارند. تکنیک های  میکرو مارکتینگ و ماکرومارکتینگ تکنیک های مهمی هستند که توسط یک تجارت یا صنعت برای تعیین نیازهای افراد و ایجاد ایده ها ، محصولات و خدمات مورد استفاده قرار میگیرند. تفاوت گسترده ای بین میکرو مارکتینگ و ماکرومارکتینگ وجود دارد. با این حال ، هر دو روش برای تدوین استراتژی بازاریابی موفق مهم هستند.

تعاریف و معانی

با میکرو مارکتینگ در مقاله قبلی آشنا شده ید ، در ادامه در مورد ماکرو مارکتینگ (بازاریابی کلان)و تفاوت بین این دو بازاریابی صحبت میکنیم.

ماکرو مارکتینگ (بازاریابی کلان )

استراتژی ماکرومارکتینگ (بازاریابی کلان) روشی است که روند بازاریابی را به طور کلی مشاهده میکند. برای همه جنبه های یک تجارت از جمله پیوند روند تولید با مشتری و همچنین رفتار خرید جهانی مرتبط است . دامنه بازاریابی کلان همیشه گسترده است ، یعنی در ان جنبه هایی متمرکز هستند که بسیار بیشتر از حوزه بازاریابی گسترش میابد. استراتژی ماکرومارکتینگ با مشکلات اساسی در بازار وجامعه روبه رو است. به طور کلی توسط بازاریابان به عنوان روشی در نظر گرفته میشود که از طریق ان میتوانند فرصت ها و محدودیت های بازاریابی را ارزیابی کنند. عملکردهای میکرومارکتینگ در اصل شامل هفت فعالیت است – خرید ، فروش ، ذخیره ، حمل ونقل ، تامین مالی ، استاندارد سازی و رتبه بندی ، ریسک پذیری و به اشتراک گذاری اطلاعات بازار. این فعالیتها برای ارائه کالاها و خدمات مورد نیاز جامعه انجام میشود.ماکرومارکتینگ از جنبه های مختلف با میکرو مارکتینگ تفاوت دارد.

تفاوت بین میکرومارکتینگ و مارکرومارکتینگ (تفاوت بین بازاریابی خرد و بازاریابی کلان)

معنی

 میکرو به معنای هر چیزی که از نظر مقیاس یا دامنه کوچک باشد ، اشاره دارد. در حالی که کلان به مقیاس یا دامنه وسیع اشاره دارد. از این رو میکرو مارکتینگ مراحل فردی متمرکز است که بخشی از یک فرآیند کلی است ، در حالی که ماکرومارکتینگ این را به صورت جامع انجام میدهد.

دامنه

میکرومارکتینگ مربوط به هر چیز است ، از یک فرآیند تولید خاص گرفته تا کلیه فعالیتهای یک سازمان . از طرف دیگر ، ماکرومارکتینگ به نحوه ارتباط فرایند تولید با مصرف کننده و خرید رفتار در سطح جهانی مرتبط است.

نگرانی

میکرومارکتینگ مربوط به رفتار مصرف کننده فرد ، تکنیک های قیمت گذاری و تصمیم گیری ها ، کانال توزیع ، نحوه تصمیم گیری شرکتها در مورد محصولات برای ایجاد و بازار ، تصمیم گیری های مربوط به بسته بندی و تبلیغ و در اخر ، مدیریت تصویر برند است. در عوض ، ماکرومارکتینگ با قوانین تنظیم کننده فعالیت های بازاریابی ،مسولیت اجتماعی ، استراتژی های تبلیغاتی که قابل قبول اجتماعی باشد، کارآیی مکانیسم های بازاریابی و الگوهای رفتاری مصرف کننده به طور کلی درگیر هستند .

هدف خرید

در میکرو مارکتینگ ، هدف خرید فرد است و تمرکز آن بر شناسایی علاقه مندیها والزمات افراد است. با این حال ، هدف خرید ماکرومارکتینگ بالاترین پایگاه مشتری است. نگران شناسایی بخشهای جامعه ای است که مخاطب هدف محصول خود را تشکیل میدهد ، اینکه چگونه محصول به ان بازار هدف عرضه میشود.

روابط و شبکه ها

هدف از بازاریابی خرد توسعه روابط پایدار و محکم با مصرف کنندگان است. این فرایند با ایجاد وفاداری به برند در سطح فردی به دنبال ایجاد فروش های مکرر است. از طرف دیگر ، هدف از ماکرومارکتینگ اطمینان از استفاده موثر از منابع در سطح جامعه است. استراتژی ماکرو مارکتینگ متمرکز بر تولید شبکه شخصی نیست . بلکه هدف ان ایجاد شبکه ای از جوامع است. این امر باعث میشود تا این برند بدون تمرکز بر توسعه روابط طولانی مدت ، روی فروش و توزیع محصولات به تعداد زیادی از مردم تمرکز کند.

نتیجه گیری

میکرومارکتینگ و ماکرومارکتینگ هر دو بسیار مهم هستند و استفاده از انها بستگی به تمرکز تجارت دارد. بنابراین ، به دست آوردن درک در مورد این دو مفهوم بازاریابی بسیار مهم است. این استراتژی ها نقش مهمی در تسهیل مشاغل برای ایجاد یک استراتژی بازاریابی موثر دارند. یک استراتژی بازاریابی موثر به کسب وکار اجازه میدهد تا به سطح کاملا جدیدی تغییر یابد و تضمین کند که از نظر درآمد و سود حداکثر موفقیت را کسب میکند.